تبليغاتX
من و این همه تنهایی........ - یادش بخیر!!!!!!!..............
خداحافظ............

یادش بخیر...داشتم پستهای سال گذشترو میخوندم ، مردادو تیرو.......

چقدر زود گذشت روزهای شادیم و صبح سپید!!!!..

چقدر دیر میگدزه کابوس و شبهای تنهایی!!!.....چیزی که سالیان سال همرام بود.......

فقط یه مدت کوتاه حس زندگی در من بود و شادی واسم دلیل داشت!!!!......

این روزا دلم میگیره!!!!حتی اگه نخوامم دلم میگیره!!!!!.......

بی اختیار یاد اون روزا و اشکی که میاد و زخمی که هستو منی که تنهام.........

دلم تنگه!!!!دلم پره!!!!بغضم هر روز میترکه!!!!!!!

فراموش کردن چقدر سخته!!!............

دل کندن چقدر سخته!!!!!!!!!!!!!!

میدونم دیگه به یادم نیست...میدونم دیگه منو نمیشناسه!!!...

میدونم فراموش شدم....میدونم مثل همه یادش رفت منو....زوووود.......

اما....................

خسته ام از بغض کهنه عشق!!!!.....سنگینه تحملش تو صدام.....

خوبه که به یاد تو قانعم!!!.....میتونم بگذرم از شکوه هام............

باورش سخته برام ولی من میرمو چیزی ازت نمیخوام............

اما بدون هرجا برم بعد تو بغض عشق میمونه از تو برام!!!!!!!!

بغض من وا نمیشه تو صدام.....خدایا یه دریا گریه میخوام.........

نفهمید اونکه باید میدونست بیشتر از جون هنوز عزیز برام............

با جدایی هیچی تموم نمیشه...عاشق از عاشقی سیر نمیشه!!!!..........

بگو تو اگه عاشق نبودی عاشقت از تو دلگیر نمیشه!!!!!!..............

بغض عشق مونده هنوز تو صدام...هنوزم هیچی ازت نمیخوام..........

عاشقت بودمو هست عاشقی!!!!....جز غمت هیچی نمونده برام.......

اما من هنوز به پات مونده ام....یه لحضه بی درد نیاسوده ام..........

از جدایی خیلی اگه گذشته اما هنوز...............

یکی از دوستام گفت ننویس اما با نوشتن آروم میشم.........

خدایا کاش میشد فراموشی بگیررررررررم...........

لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 1388/03/21ساعت 23:50 توسط علی(devil) |